معنی خراطکلا

معنی خراطکلا

5 بازدید
[ خَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کیاکلابخش مرکزی شهرستان شاهی. واقع در یازده هزارگزی شمال باختری شاهی کنار شوسهٔ شاهی ببابل. این ناحیه در دشت واقع است با آب و هوای معتدل و مرطوب و مالاریایی. دارای ۱۱۰ تن سکنهٔ مازندرانی و فارسی زبانست. آب آن از رودخانهٔ تالار و محصولاتش برنج، پنبه، کنف، کنجد، نیشکر و صیفی است. اهالی بکشاورزی گذران می کنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ خَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان مشهد گنج افروز بخش مرکزی شهرستان بابل. واقع در ۱۴هزارگزی جنوب بابل. این ناحیه در دشت واقع است با آب و هوای معتدل، مرطوب و مالاریایی. دارای ۱۴۰ تن سکنهٔ مازندرانی و فارسی زبانست. آب آن از سجارود و محصولاتش برنج، پنبه، غلات، صیفی، نیشکر و کنف است. اهالی بکشاورزی گذران میکنند و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «خراطکلا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید