معنی خراص
5 بازدید
[ خَ رْ را ] (ع ص) دروغگو. (ناظم الاطباء) (دهار) (از تاج العروس) (از لسان العرب). سخت دروغ زن. (مهذب الاسماء). کذاب. دروغزن. ج، خَرّاصون. خَرّاصین. || دیدزن. تخمین زن.[ خُ رْ را ] (ع اِ) جِ خارص. رجوع به خارص در این لغت نامه شود.[ خِ ] (اِخ) نام موضعی بوده است. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «خراص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اص» برای سرودن شعر