معنی خراش و خروش
5 بازدید
[ خَ شُ خُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) داد و فریاد. قال و مقال. جار و جنجال : ناسور... سرخر خمخانه جوش کرد از درد... چو خرس خراش و خروش کرد. سوزنی.
کلمات همقافیه با «خراش و خروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر