معنی خراشگفت بالا

معنی خراشگفت بالا

6 بازدید
[ خَ گَ تِ ] (اِخ) دهی است از دهستان آبسردهٔ بخش چقلوندی شهرستان خرم آباد واقع در ۲۶هزارگزی شمال خاوری چقلوندی کنار باختری راه فرعی چقلوندی به بروجرد. این ناحیه کوهستانی است با آب و هوای سردسیری و مالاریایی. دارای ۲۷۰ تن سکنه میباشد که لری و فارسی زبانند. این ده از سراب قلعهٔ تخت و سراب سربیک مشروب میشود. محصولاتش غلات، لبنیات و پشم است. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران می کنند و از صنایع دستی زنان قالی و جاجیم می بافند و راه آنجا اتومبیل رو است. ساکنین آنجا از طایفهٔ بیرالوندند که در ساختمان و سیاه چادر سکونت دارند و زمستان به قشلاق میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).

کلمات هم‌قافیه با «خراشگفت بالا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید