معنی خراشزار
5 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) آنچه خراش بسیار دارد. آنچه واجد خراش زیاد است : روی زمین معرکه از نعل مرکبان گردد چو لوح سینهٔ سوهان خراشزار. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خراشزار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زار» برای سرودن شعر