معنی خراشة
4 بازدید
[ خُ شَ ] (ع اِ) حق اندک. یقال: لی عنده خراشة. || آنچه بیفتد از چیزی چون بخراشند آنرا با آهن و جز آن. (از منتهی الارب).[ خَ شَ ] (اِخ) ابن عمرو العبسی نام یکی از شعرای عرب است. او جنگ عامریان و بنی عبس را که بشکست عامریان کشید، بشعر درآورد، بمطلع زیر: و سارو اعلی اطنابهم و تواعدوا میاها تحامتها تمیم و عامر. (العقد الفرید ج ۶ ص ۲۶).
کلمات همقافیه با «خراشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر