معنی خراشانیده
3 بازدید
[ خَ دَ / دِ ] (ن مف) آنکه ایجاد خراش کند. آنکه بخراشاند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خراشانیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر