معنی خراسبان
6 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) مالک و خداوند خراس. (ناظم الاطباء): همچنانکه گردون کشان و خراس بانان جایگاه گردش چوب گردون را و میل خراس را بروغن چرب کنند تا حرکت آن به نرمی بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «خراسبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر