معنی خراسانلو
5 بازدید
[ خُ لُ ] (اِخ) دهی است جزء بخش ابهررود شهرستان زنجان. واقع در ۲۵هزارگزی شمال باختری ابهر و شش هزارگزی شوسهٔ قزوین -زنجان. این ناحیه در دامنهٔ کوه واقع و سردسیر و دارای ۵۵۱ تن سکنهٔ ترک و فارسی زبانست. آب آن از زه آب رود و محصولاتش: غلات، انگور و زردآلو است. اهالی بکشاورزی، قالیچه، گلیم و جاجیم بافی گذران می کنند. راه آنجا مالرو و از قهوه خانهٔ صائین قلعه واقع در سر راه شوسهٔ قزوین -زنجان می توان اتومبیل به آنجا برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).[ خُ لُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سراسکند شهرستان تبریز. واقع در ۱۶هزارگزی جنوب سراسکند در مسیر راه آهن میانه مراغه. این دهکده، کوهستانی و معتدل و دارای ۵۶۷ تن سکنه می باشد که ترک زبانند. آب آن از چشمه و محصولاتش: غلات و حبوباتست. اهالی بکشاورزی و گله داری گذران می کنند و راه آن مالرو است. دارای بیمارستان و راه آهن می باشد و در نزدیک آبادی قلعه خرابه ای است بنام ذوهنگ یا ضحاک. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «خراسانلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر