معنی خرازی
8 بازدید
[ خَ رْ را ] (ص، اِ) مهره های در رشته کشیده شده. (از ناظم الاطباء). || مهره فروش. (ملخص اللغات حسن خطیب). امروز فروشندهٔ صابون و عطر و شانه و مقراض و قلمتراش و آینه های کوچک و قوطی سیگار و سر سیگار و کش و امثال آنرا خرازی گویند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «خرازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر