معنی خرادیل
6 بازدید
[ خَ ] (ع ص) بریده. پاره پاره. منه: لحم خرادیل؛ گوشت بریدهٔ پاره پاره. (از منتهی الارب): یغدو فیلحم ضرغامین عشیهما لحم من القوم معفور خرادیل.کعب بن زهیر.
کلمات همقافیه با «خرادیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر