معنی واژه خراباتپرور
6 بازدید
[ خَ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) آنکه پرودهٔ خرابات است، کنایه از آدم وارد به امور. (یادداشت بخط مؤلف): من سالخورده پیر خرابات پرورم.حافظ.[ خَ پَ رْ وَ ] (ن مف مرکب) آنکه پرودهٔ خرابات است، کنایه از آدم وارد به امور. (یادداشت بخط مؤلف): من سالخورده پیر خرابات پرورم.حافظ.