معنی خرائد
7 بازدید
[ خَ ءِ ] (ع اِ) زنان بکر و شرمگین. (از غیاث اللغات) (از آنندراج) (دهار). جِ خریده. رجوع به خریده در این لغت نامه شود: در حرم حرمتش بخاتونی نشاند و پیوسته با او ذوق معاشرت می راند بر روی سایر سریات برکشید و بر خواص مخدراتش برگزید و از خرائدش گردانید. (از ترجمهٔ محاسن اصفهان). || درهای ناسفته. (از غیاث اللغات) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «خرائد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئد» برای سرودن شعر