معنی خرآسیا
6 بازدید
[ خَ ] (اِ مرکب) آسیا که با ستور گردد. (یادداشت بخط مؤلف). آسیایی که با خر میگردد و خراس. (از ناظم الاطباء). || سنگ آسیا. (یادداشت به خط مؤلف): او را بهتر بود که خر آسیا در گردنش نهند و در دریا فکنده میشد. (دیاتسارون ص ۳۰۴). هرکه خوار دارد یکی از این کودکان که بمن ایمان آوردند، بهتر بود که در گردنش خرآسیا بیاویزند و در دریا بیندازند. (ترجمهٔ دیاتسارون ص ۱۴۰).
کلمات همقافیه با «خرآسیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر