معنی خذی
6 بازدید
[ خَ ذا ] (ع مص) سست و مسترخی گردیدن چیزی. (از ناظم الاطباء). || سست و کوفته گردیدن گوش و از بن کج شدن آن بسوی روی. (از منتهی الارب) (از آنندراج).[ خُ ذَی ی ] (ع اِ) از القاب خر است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خذی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذی» برای سرودن شعر