معنی خذا
5 بازدید
[ خَ ] (ع مص) سست و کوفته گردیدن گوش و از بیخ گوش رو بصورت افتادن آن و آن در اسب و خر و خرگوش است و این یا از حیث خلقت است یا امری عارضی است. (از منتهی الارب) (از تاج العروس) (از متن اللغة) (اقرب الموارد). صاحب صبح الاعشی آنرا از عیوب خلقی اسب شمرده و می گوید: و هو ان یکون اذناه مستر خیتین منکوستین نحو العینین و الخدین، کاذان الکلاب السلوقیه. (صبح الاعشی ج ۲ ص ۲۴).[ خُ ] (اِ) خدا. رب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خذا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذا» برای سرودن شعر