معنی خدیجةالسلجوقیه
5 بازدید
[ خَ جَ تُسْ سَ قی یَ ] (اِخ) دختر داودبن میکائیل بن سلجوق. برادرزادهٔ رکن الدوله طغرل بیک از سلسلهٔ سلاجقه ایران است. این زن معروف به ارسلان خاتون است و در سال ۴۴۸ هـ .ق . خدیجهٔ سلجوقیه را بزنی به القائم بامراللََّه بن القادرباللََّه العباسی دادند، و القائم صدهزار دینار مهریه داد در جهاز مشارالیها اوانی مرصع و طلا بسیار و اسباب تجمل بیشمار بود و ارباب سیر و تواریخ شرح این مزاوجت را نگاشته اند. (از خیرات حسان ج ۱ ص ۱۱۲). در اخبار دولت سلجوقیه آمده است: چون القائم بامراللََّه خلیفهٔ عباسی در بغداد بخلافت نشست، بساسیری نام مقدم اتراک او بود. این بساسیری با خلیفه بدرفتاری می کرد و خلیفه برکن الدین ابی طالب طغرل بیک بن داودبن میکائیل بن سلجوق سلجوقی از دست بساسیری شکایت برد و او را به عراق و بغداد خواند طغرل بیک عازم بغداد شد بساسیری با ملک رحیم به رحبه گریخت و مورد لطف المستنصر خلیفهٔ فاطمی مصر قرار گرفت. در این وقت بین طغرل بیک و ابراهیم بن ینال برادر مادری او اختلاف افتاد و طغرل بیک به الب ارسلان نامه نوشت و او خود را بعجله بهمدان رساند و ابراهیم ینال را گرفت. در ایام غیبت و اختلاف سلجوقیان بساسیری ببغداد آمد و القائم بامراللََّه را به اسیری برد. چون نزاع سلجوقیان از میان برخاست، سلطان طغرل روی ببغداد نهاد و از اسیرکنندگان امیرالمؤمنین القائم بامراللََّه خواست تا آنها امیرالمؤمنین را بسوی مدینةالسلام بغداد فرستادند و طغرل به پیشبازی امیرالمؤمنین رفت چون سرادق امیرالمؤمنین را از دور بدید از اسب بپائین آمد و هفت مرتبه زمین را بوسه داد و بخدمت امیرالمؤمنین رسید. امیرالمؤمنین در این موقع مخده ای به پیش سلطان طغرل انداخت و سپس از قبای خود یاقوت احمری که از آن بنی بویه بود و دوازده گوهر گرانبها داشت، پیش طغرل گذاشت و به او گفت: آن از طرف خدیجه خاتون زوجهٔ خلیفه است و از طغرل خواست که آنرا قبول کند. (از اخبارالدوله السلجوقیه ص ۱۰، ۲۰، ۲۱).
کلمات همقافیه با «خدیجةالسلجوقیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر