معنی خدک
5 بازدید
[ خَ دَ ] (اِ) پل خواه از سنگ و گچ و آجر باشد که بر رودخانه بندند و یا از چوب و خاک بر جوی. (از برهان قاطع) (از آنندراج) (از انجمن آرای ناصری). قنطره. کُرپی. پول : ز احنف آنکه بحلمست در عرب مشهور بدفتری مثلی دیده ام بگویم چون بدین مثال مرا هم حکایتی بوده است ازین مثل خدکی ساختم بر جیحون. نزاری قهستانی (از فرهنگ جهانگیری).[ خُ دَ ] (اِ) حاکم. رئیس. عامل. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «خدک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر