معنی خدمت دوست
4 بازدید
[ خِ مَ تِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) پرستاری و تعهد و عملی که دوستی انجام دهد از سر اخلاص و بندگی : کیست آنکو ندهد دل بچنین خدمت دوست کیست آنکو نکشد، بار چنین خدمتگر. فرخی. || حضور دوست. مجلس دوست. جناب دوست.
کلمات همقافیه با «خدمت دوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر