معنی خدر شدن
8 بازدید
[ خَ دِ شُ دَ ] (مص مرکب) باطل شدن موقت حس لمس اندامی زنده، کرخت شدن. خواب رفتن. سِر شدن. کَرِخ شدن. (یادداشت به خط مؤلف).
کلمات همقافیه با «خدر شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر