معنی خدره

معنی خدره

5 بازدید
[ خِ رَ ] (اِخ) بطنی است از ذهل بن شیبان. (انساب سمعانی).
[ خُ رَ ] (ع اِ) تاریکی سخت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از متن اللغة) (از تاج العروس) (از للسان العرب).
[ خُ رَ ] (اِخ) نام ماده خری. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء).
[ خُ رَ ] (اِخ) نام گروهی از انصار است. (از منتهی الارب) (از انساب سمعانی). ابوسعید خدری از این گروه است.
[ خَ دِ رَ ] (ع ص، اِ) خرمای نارسیده که از درخت افتد. (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از لسان العرب). || مؤنث خَدِر. (از اقرب الموارد). رجوع به خدر شود. || (ع ص) نعت است مر عضوی یا حسی که بخواب رفته. (منتهی الارب). یقال: اعضاء خدره؛ عضوهای بخواب رفته. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || نعت است شب تاریک را. یقال: لیل خدره؛ شب تاریک. || نعت است شب نمناک را. (از منتهی الارب).
[ خُ / خَ رَ ] (اِ) خرده و ریزهٔ هر چیز. (از برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری) (آنندراج). صاحب آنندراج و انجمن آرای ناصری آنرا مقلوب «خرده» آورده اند و صحیح می نماید. (حاشیهٔ برهان چ معین): نه در آن معده خدرهٔ میده.سنائی. گر چنین خانی نچینی خدرهٔ تتماج را. مولوی (از فرهنگ جهانگیری). || شرارهٔ آتش. (از برهان قاطع) (از انجمن آرای ناصری) (آنندراج) (ناظم الاطباء). خدرک. جرقه. جریغه. اخگر: شرارهٔ خدره بود مارج و شواط لهب زبانه فحم چه انگشت رماد خاکستر. (نصاب الصبیان). مخزن مه بدرهٔ موزون تست آتش خور خدرهٔ کانون تست. کاتبی (از آنندراج). جَثوَه، جَذوَه. رجوع به خدرک شود.

کلمات هم‌قافیه با «خدره»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ره» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید