معنی خدرة
6 بازدید
[ خِ رَ ] (اِخ) مونث خدر است. رجوع به خدر شود.[ خَ رَ ] (اِخ) نام بندهٔ آزادکردهٔ عبیدهٔ محدّثه است. (منتهی الارب).[ خِ رَ ] (اِخ) لقب عمربن ذهل بن شیبانست. (از منتهی الارب).[ خُ رَ ] (اِخ) ابن عوف بن حارث بن خزرج. یکی از اجداد جاهلی عربست و فرزندان او بطنی از بنی خزرجند که از جمله آنهاست: ابوسعید خدری صحابی. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۸۸). رجوع به «امتاع الاسماء» ص ۱۶۳ و ۲۵۰ شود.[ خُ رَ ] (اِخ) ابن کاهل. نام یکی از افراد قبیلهٔ بلعمی است. (از منتهی الارب).[ خُ رَ ] (اِخ) (بنی...) نام بطنی از خزرج است که بنام بنی خدره موسومند و از آنانست: مالک بن سنان که در روز احد شهید شد. (از تاریخ گزیده چ ۳ ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «خدرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر