معنی خدج
5 بازدید
[ خَ ] (ع مص) لرزیدن. || ترسیدن. || تحمل ضرر و آسیب کردن. || سیخک به گردن خر یا بپای گاو زدن. (از دزی ج ۱ ص ۳۵۳).
کلمات همقافیه با «خدج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر