معنی خدایگانی
5 بازدید
[ خُ ] (حامص مرکب) عمل خدایگان. حالت خدایگان. ریاست. بزرگی. (یادداشت بخط مؤلف): اگر کسی به هنر یا به فضل یا به نسب خدایگانی یابد امیر دارد کار.فرخی. خدایگانی جز مر ترا همی نسزد خدایگان جهان باش و از جهان برخور. فرخی. حجت مملکت بقول و بقهر آیتی در خدایگانی دهر.نظامی.
کلمات همقافیه با «خدایگانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر