معنی خدای‌پرست

معنی خدای‌پرست

3 بازدید
[ خُ پَ رَ ] (نف مرکب) خداپرست. پرستندهٔ خدای. دیندار. مؤمن. مقابل خلق پرست. مقابل هوای پرست : خرد ز بهر چه دادندمان که ما بخرد گهی خدای پرست و گهی گنهکاریم. ناصرخسرو. اگر خدای پرستی تو خلق را مپرست خدای دانی خلق خدای را مآزار. ناصرخسرو. گفت من کز جهان کشیدم دست زاهدی رهروم خدای پرست.نظامی. گفت من خضرم ای خدای پرست آمدم تا ترا بگیرم دست.نظامی. گفت پیغمبر خدای پرست کآنچه کس را نبود ما را هست.نظامی. از سر صدق شد خدای پرست داشت از خویشتن پرستی دست.نظامی. سالار خیلخانهٔ دین حاجت رسول سردفتر خدای پرستان بی ریا.سعدی. گناه کردن پنهان به از عبادت فاش اگر خدای پرستی هواپرست مباش. سعدی. (طیبات). خدای عزوجل فیض کرد بندهٔ خویش تو نیز صبر کن ای بندهٔ خدای پرست. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «خدای‌پرست»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ست» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید