معنی خداینامه
5 بازدید
[ خُ مَ ] (اِخ) تاریخ. تاریخ سلاطین. (یادداشت بخط مؤلف): در تاریخ ملوک الفرس بسیار نسختها تأمل کردم که ایشان خدای نامه خوانند کی پادشاه را خدایگان خواندندی، یعنی شاهنامه. (مجمل التواریخ و القصص).[ خُ مَ ] (اِخ) نام تاریخی از سلاطین ایران بود که در زمان یزدگرد سوم تألیف شده است. (از تاریخ ایران باستان ج ۳ ص ۲۵۴۲) و بعدها مأخذ شاهنامهٔ فردوسی گردید. (از فرهنگ ایران باستان ص ۳۶ و یشتها ص ۲۰۸). این کتاب بزبان عربی ترجمه شد. (از ابن الندیم) و مترجم آن ابن مقفع بود که آنرا سیرالملوک نام داده است. (یادداشت بخط مؤلف). اسامی شاهان اشکانی در آن مفصل آمده است. در فرهنگ ایران باستان این نام خدای نامک و در ایران بزمان ساسانیان کریستن سن «خودای نامک» آمده است.
کلمات همقافیه با «خداینامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر