معنی خدایخوان
4 بازدید
[ خُ خوا / خا ] (نف مرکب) آنکه خدای را طلبد. آنکه خدای تعالی را خواند: دامن ز پای برگیر ای خوبروی خوشخو تا دامنت نگیرد دست خدای خوانان. سعدی (طیبات). || (اِ مرکب) کنایه از انگشت شهادت. انگشت سبابه : از نالهٔ من رقیب در گوش انگشت خدای خوان نهاده.خاقانی.
کلمات همقافیه با «خدایخوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر