معنی خدامرادخان زند
6 بازدید
[ خُ مُ نِ زَ ] (اِخ) وی یکی از سرداران کریمخان زند است و بزمان او شجاعتهای بسیار کرد و در استقرار حکومت کریمخان بسی شمشیر زد. چون کریمخان در محاصرهٔ ارومیه نشست طایفه ای از ایلات شیطانی که در سرحد روم سکنی داشتند، شروع به آزار مترددین و مسافرین نمودند. وقتی که خبر آزار و ایذاء آنان بکریمخان رسید خدامرادخان زند را با هفت هزار سوار فرستاد تا آن جماعت را قتل و غارت و تنبیه کنند. خدامرادخان حسب الحکم با آن فرقه مقابل گردید و شکست فاحش بدیشان داد. و باز چون جماعت لیلاوی سر از اطاعت باززدند، خدامرادخان از طرف کریمخان زند مأمور تنبیه و سرکوبی آنان شد. او در معیت نظرعلیخان با ده هزار سوار عازم جنگ با آنها گردید. لیلاویان سه سنگر در میان یکدیگر ترتیب دادند و در سنگر اول جوانان شجاع و در سنگر دوم مال و دواب و در سنگر سوم زنان و اطفال را گذاردند. بالاخره خدامرادخان با نظر علیخان پس از جنگهای سخت آن طایفه را به انقیاد درآوردند و سه سنگر مزبور را یکی پس از دیگری بدست گرفتند. (از مجمل التواریخ گلستانه ص ۲۷۴). برای اطلاع بیشتر از شرح فداکاریها و جنگهای خدامرادخان رجوع به مجمل التواریخ صص ۲۷۵ -۲۷۶ شود.
کلمات همقافیه با «خدامرادخان زند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر