معنی خداش‌دارمی

معنی خداش‌دارمی

5 بازدید
[ خِ ] (اِخ) ذهبی در میزان الاعتدال او را به این نام آورده. ولی عسقلانی در لسان المیزان می گوید: او غیر منسوب است، یعنی منسوب به «دارمی» نیست. ذهبی به انس گفت: مرا حدیثی گو. پس انس، حدیثی را که ابن عساکر در سباعیات برای او از طریق ابن شاهین از علی بن احمد مصری از خداش بن محمدبن خداش از جدش آورده، روایت کرد. ذهبی در ترجمهٔ حال خداش دارمی او را یکی از مجهولان آورده و در آخر همان ترجمه حال گفته است ابوبکربن اسحاق بن خزیمه از خداش بن محمدبن خداش مذکور روایت تحدیث است و سپس اضافه کرد خداش مجهول است و نه بخاری در تاریخش و نه ابن ابی حاتم و نه اصحاب مؤتلف و مختلف هیچیک نام او را نیاورده اند. (از لسان المیزان ج ۲ ص ۳۹۵).

کلمات هم‌قافیه با «خداش‌دارمی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید