معنی خداری
6 بازدید
[ خُ ری ی ] (ع ص نسبی) سیاهرنگ. (از متن اللغة) (از معجم الوسیط). || شب تاریک. منه: لیل خداری. (از متن اللغة). || اسب سیاه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || عقاب سیاه. (مهذب الاسماء). || موی سیاه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || شتر سخت سیاه. منه: بعیر خداری. (از منتهی الارب) (از معجم الوسیط) (از متن اللغة).
کلمات همقافیه با «خداری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر