معنی خداحافظی
7 بازدید
[ خُ فِ ] (حامص مرکب) خدانگهداری. وداع. بدرود. (یادداشت به خط مؤلف) - غزل خداحافظی را خواندن؛ خداحافظی کردن. بدرود گفتن. اصطلاحی است برای بیان «تمام شدن» و «بسر رسیدن وقت چیزی».
کلمات همقافیه با «خداحافظی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظی» برای سرودن شعر