معنی خداجو
6 بازدید
[ خُ ] (نف مرکب) خداجوی. طالب خدا. (آنندراج). موحد. دیندار. (از ناظم الاطباء): چند جویی خدای را خداجو من خدا من خدا من خدایم. ادیب نیشابوری.
کلمات همقافیه با «خداجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر