معنی خدات
8 بازدید
[ خُ ] (اِ) آقا. برتر. بزرگتر. مهتر. رئیس. چون وردان خدات (MMM وردان نام ناحیه ای است). خنک خدات. سامان خدات. بخاراخدات: دهقان بزرگی بود آن دهقان را بخاراخدات گفتندی از بهر آنکه دهقان زاده قدیم بود و صنایع بیشتر او را بود. (تاریخ بخارای نرشخی ص ۷).
کلمات همقافیه با «خدات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر