معنی خجوجی
5 بازدید
[ خَ جَ جا ] (ع ص، اِ) مرد درازپای. (از منتهی الارب) (آنندراج) (متن اللغة) (مهذب الاسماء). خجوجاة رجوع به «خجوجاء» و «خجوجاة» در این لغتنامه شود. || مرد درازبالا و کلان استخوان. (از منتهی الارب) (آنندراج) (از متن اللغة). خجوجاة. رجوع به «خجوجاء» و «خجوجاة» در این لغتنامه شود. || مرد قوی که گاهی جبان است. (از منتهی الارب). خجوجاء. رجوع به خجوجاء و خجوجاة در این لغتنامه شود.
کلمات همقافیه با «خجوجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر