معنی خجستهلقا
6 بازدید
[ خُ جَ تَ / تِ لِ ] (ص مرکب) خجسته طلعت. خجسته رو. آن که طلعتش خجسته است. آنکه لقایش خجسته است : مهرگانش خجسته باد چنان کو خجسته پی و خجسته لقاست.فرخی. و در موضع سقاة هر خوش پسری... خجسته لقایی... کمر بر میان بسته. (تاریخ جهانگشای جوینی). دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه. حافظ.
کلمات همقافیه با «خجستهلقا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قا» برای سرودن شعر