معنی خجخاج

معنی خجخاج

7 بازدید
[ خِ ] (ع ص) استخفاء. (از معجم الوسیط). یقال: خجخج الرجل؛ لم یبد ما فی نفسه. (از معجم الوسیط). || با سرعت و تندی حلول کردن . با تندی جایی نشستن. (از متن اللغة). || وزیدن شدید باد، یقال: خجخج الریح؛ مرت شدیداً و التوت. (از معجم الوسیط). || خود را پنهان کردن. به گوشه ای جمع شدن و بنظر نیامدن. (از متن اللغة).
[ خَ ] (ع اِ) کسی که زیاده روی در کلام کند و برای کلام او معنی و جهتی نباشد. || کسی که خیال کند در کارش براه راست است ولی واقعاً چنین نیست. (از متن اللغة).

کلمات هم‌قافیه با «خجخاج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید