معنی خثر
6 بازدید
[ خَ ] (ع مص) دفزک شدن شیر و چغرات گشتن آن. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غلیظ شدن شیر. (از متن اللغة). کلچیدن. بستن شیر. || کم کردن آب زیادی و بی فایده. (دزی ج ۱ ص ۳۵۲). غلیظ شدن آب. ستبر شدن مایع مقابل رقت. (از تاج المصادر بیهقی). || سنگین شدن قلب. شوریده دل شدن. تباه گردیدن عقل . (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). || شرم کردن. استحیاء. در خانه ماندن و برای قوت و توشه بیرون نرفتن . (از ناظم الاطباء) (متن اللغة).[ خَ ثَ ] (ع مص) استحیاء. || در خانه ماندن و برای کسب و روزی از خانه بیرون نرفتن. رجوع به خَثر شود.
کلمات همقافیه با «خثر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثر» برای سرودن شعر