معنی خث
5 بازدید
[ خُ ث ث ] (ع اِ) خس و خاشاک خشک گذاشتهٔ سیل. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || خاشهٔ سیاه که بر سر آب رود. (مهذب الاسماء). || جامه غوک خشک دیرینه . (آنندراج). جل وزغ خشک دیرینه. (ناظم الاطباء). سرگین گاو که برجای اندایند. (مهذب الاسماء)
کلمات همقافیه با «خث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خث» برای سرودن شعر