معنی ختیعه
7 بازدید
[ خَ عَ ] (ع اِ) انگشتوانه تیراندازان از چرم. (دهار). زهگیر. چله گیر و آن انگشتانه ای است از پوست که تیراندازان انگشت نر (MMM ابهام) در آن کنند. (یادداشت بخط مؤلف). ج، خَتایِع. || انگشتوانه . ج، خَتایِع. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «ختیعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر