معنی ختی
8 بازدید
[ خُ تْ تا ] (اِخ) شهری است از شهرهای باب الابواب. (از یاقوت در معجم البلدان) (از منتهی الارب).(اِخ) نام قریه ای است به افغانستان در بیست و چهار هزار و پانصدگزی غرب قیصار از توابع حکومت میمنه: این نقطه بر خط ۶ درجه و ۱ دقیقه و ۱۸ ثانیهٔ طول شرقی و خط ۳۵ درجه و ۴۱ دقیقه و ۱۲ ثانیهٔ عرض شمالی قرار دارد. (از قاموس جغرافیایی افغانستان ج ۲).[ خُ تْ تی ] (اِخ) یحیی بن موسی بن خت بلخی. ختی از عبداللََّه بن نمیر کوفی و ابی اسامه کوفی و عبدالرزاق و جز اینها روایت کرد. وی از ثقات است و موسی بن هارون و عبدالرحمن و جعفربن محمد قریانی از او حدیث کردند. (از انساب سمعانی).
کلمات همقافیه با «ختی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر