معنی ختنی
7 بازدید
[ خُ تَ ] (ص نسبی) آنچه منسوب به ختن است و اغلب برای صفت نافه و خوبرویان بکار رود: شنیده ام که مقالات سعدی از شیراز همی برند بعالم چو نافهٔ ختنی. سعدی (خواتیم).[ خُ تَ ] (اِخ) داودبن سلیمان بن داودبن سلیمان ختنی. از فقیهان است او از ابوعلی بن سلیمان مرغینانی حدیث شنید و او را ابوحفص عمربن محمدبن احمد نسفی در کتاب خود نام برده است. حجاج میگوید داودبن سلیمان برای اطلاع از مجموعات و مسموعات من قصد دیدار من کرد. (از انساب سمعانی).[ خُ تَ ] (اِخ) علی متأخر که منسوب است به شهر ختن. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ختنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر