معنی ختم گشتن
6 بازدید
[ خَ گَ تَ ] (مص مرکب) تمام شدن. بعد از آن دیگر چیزی نبودن. بپایان رسیدن : یکی ختم نبوت گشته ذاتش یکی ختم ممالک بر حیاتش.نظامی.
کلمات همقافیه با «ختم گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر