معنی ختر
5 بازدید
[ خَ ] (ع مص) مکر و غدر کردن. فریفتن. (از منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان عادل) (متن اللغة) (معجم الوسیط). || خبیث و فاسد شدن نفس. (از منتهی الارب) (از متن اللغة).[ خَ ] (ع اِ) زشت ترین غدر. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (متن اللغة) «لن تَمُدَّ لنا شبراً من غدر الا مددنا لک باعاً من ختر». (از اقرب الموارد).[ خَ تَ ] (ع اِ) خَدَر که در نوشیدن دوا یا زهر پیدا شود. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). خدر از نوشیدن دوا یا زهر پیدا شود و بر اثر آن به آدمی ضعف و سستی دست دهد. (اقرب الموارد) (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «ختر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر