معنی ختام
6 بازدید
[ خِ ] (ع مص) مصدر دیگر ختم است. رجوع به ختم شود.[ خِ ] (ع اِ) پایان کار. (ترجمان عادل بن علی). سرانجام. (مهذب الاسماء). آخر. فرجام کار: ختام عمر خدایا بفضل و رحمت خویش بخیر کن که همین است غایةالامال.سعدی. - حسن ختام؛ نکویی پایان امری. - خیر ختام؛ آنچه پایان آن خیر است. منه: والسلام خیر ختام || آخر شراب نوشی . (یادداشت بخط مؤلف). || گل و موم و مانند آن که بدان مهر کنند بر چیزی. مُهر. (منتهی الارب) (متن اللغة) (معجم الوسیط) (مهذب الاسماء). || اثر مهر: {/Bیُسْقَوْنَ مِنْ رَحِیقٍ مَخْتُومٍ `خِتََامُهُ مِسْکٌ . ۱-۶۸۳:۲۵-۲۶/}(قرآن ۸۳/۲۵-۲۶)أ حرز فرشتگان چپ و راست می کنم این نامه را که داشت ز مشک ختن ختام. خاقانی. || جای پیوند مفصل است. ج، خُتم. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). || مقامی است از مقامات صوفیان. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «ختام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر