معنی ختاع
5 بازدید
[ خِ ] (ع اِ) دست پناه. دستکش. دستانه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || دستبانات و آن دستکشهایی است که حاملین بار بر دست می کنند و واحد آن خِتاعَه می باشد. || کف دستی از پوست که صیاد در صید بر دست میکند. (متن اللغة). || جِ ختیعه. پوستی است که تیرانداز ابهام خود را با آن می پوشاند. (از معجم الوسیط).
کلمات همقافیه با «ختاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر