معنی واژه خبیط
6 بازدید
[ خَ ] (ع اِ) حوض کوچک ویران شده بر اثر پای شتران. (از منتهی الارب) (متن اللغة) (معجم الوسیط) (تاج العروس) (اقرب الموارد). ج، خُبُط. || ماست که بر آن شیر تازه ریزند هم زنند تا مخلوط شود. (از منتهی الارب) (متن اللغة) (معجم الوسیط) (تاج العروس). ج، خُبُط. || آب اندک باقی مانده در حوض. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد) (اقرب الموارد) (متن اللغة) (معجم الوسیط). ج، خُبُط. || اندازهٔ کمی از آب در حدود نصف یا ثلث آن. (از متن اللغة). خبیطه. - فرس خبیط؛ اسب که پای بر زمین زند. (از منتهی الارب).