معنی خبیثة
5 بازدید
[ خَ ثَ ] (ع ص) مؤنث خبیث است به معنی ناپاک. ج، خَبیثات، خَبائث. - ارواح خبیثه؛ ارواح پلید. ارواح ناپاک. مقابل ارواح طیبه . - شجرة خبیثة؛ درخت تلخ گوهر. منه: من اکل من هذه الشجرة الخبیثة فلایقربن مجلسنا. (از اقرب الموارد): {/Bوَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ . ۱-۶۱۴:۲۶/}(قرآن ۱۴/۲۶). - || درخت حنظل. (آنندراج). - || گیاه کشوث. (منتهی الارب). - قروح خبیثه؛ زخمهای منکر دیرعلاج. زخمهای علاج ناپذیر. || گیاه کریه الطعم و بدبو. (از اقرب الموارد). - کلمهٔ خبیثه؛ کلمهٔ زشت. مقابل کلمهٔ طیبه : {/Bوَ مَثَلُ کَلِمَةٍ خَبِیثَةٍ کَشَجَرَةٍ خَبِیثَةٍ اُجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ اَلْأَرْضِ مََا لَهََا مِنْ قَرََارٍ. ۱-۱۴۱۴:۲۶/}(قرآن ۱۴/۲۶). || ردیه. مقابل سلیمه و جیدة. (یادداشت بخط مؤلف). || زانیه. زن بدکاره. زن فاجره. زن زشتکار. (یادداشت بخط مؤلف). ج، خبیثات : {/Bاَلْخَبِیثََاتُ لِلْخَبِیثِینَ. ۱-۲۲۴:۲۶/}(قرآن ۲۴/۲۶).
کلمات همقافیه با «خبیثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر