معنی خبنیدن
5 بازدید
[ خَ بَ دَ ] (مص) خوابانیدن. بخواب کردن. (یادداشت مؤلف): خبنیدش ز لطف بر زانو.سعدی.
کلمات همقافیه با «خبنیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر