معنی خبعجة
6 بازدید
[ خَ عَ جَ ] (ع مص) رفتاری (راه رفتنی) که در آن گام نزدیک نهاده شود مانند رفتار (راه رفتن) مردم در گمان افتاده. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). راه رفتن و حرکت کردنی که پاها نزدیک و متقارب هم قرار گیرد مانند راه رفتن شخص بشک افتاده. مشیة متقاربة کمشیة المریب. (از متن اللغة) (تاج العروس) (اقرب الموارد) (لسان العرب) (البستان).
کلمات همقافیه با «خبعجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر