معنی خبر یافتن

معنی خبر یافتن

5 بازدید
[ خَ بَ تَ ] (مص مرکب) مطلع شدن. پی بردن. اطلاع حاصل کردن. معلوم کردن. (آنندراج): برستم چنین گفت کافراسیاب چو از تو خبر یافت اندرشتاب.فردوسی. خبر یافتم از فریدون و جم وزآن نامداران به هر بیش و کم.فردوسی. جز آن نیابد از آن راز کس خبر که دلش ز هوش و عقل درین راه راهبر دارد. ناصرخسرو. چنانکه شابه آنگاه خبر یافت کی بهرام ببادغیس رسیده بود. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۹۸). چو خاقان خبر یافت از کار او بر آراست نزلی سزاوار او.نظامی. از آن گنج پنهان خبر یافتند بدیدار گنجینه بشتافتند.نظامی. مهین بانو چو زین حالت خبر یافت بخدمت کردن شاهانه بشتافت.نظامی. بزرگ امید ازین معنی خبر یافت مه نو را بخلوت جست و دریافت. نظامی. سعدی از بارگاه صحبت دوست تا خبر یافتست بیخبرست. سعدی (خواتیم). خبر یافت گردنکشی در عراق که می گفت مسکینی از زیر طاق. سعدی (بوستان). آنگه خبر یافت که آفتاب بر کتفش تافت. (گلستان سعدی). چو از کار مفسد خبر یافتی ز دستش برآور چو دریافتی. سعدی (بوستان). رقیبان خبر یافتندش ز درد دگرباره گفتندش اینجا مگرد. سعدی (بوستان).

کلمات هم‌قافیه با «خبر یافتن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید